اولین امتحان ِبدون تقلبم بود:|
از بس جام تخمی بود دم در نشسته بودم هیچ گوزی نمیتونستم بخورم
تنها کاری ک از دستم برمیومد مگس پروندن بود
حس عن بودن بهم دست داده بود اصن
برچسب: نویسنده: حدیث رجبی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 4:26