بعد داشت عکس پسره رو ب یه هم اتاقی دیگه نشون میداد منم داشتم نگاش میکردم
خاست حواس منو پرت کنه از رو کاغذ یه سوال خوند ک چگونه انسانی باشیم؟
جواب دادم کصکش؛
همزمان ک داریم تفسیر قران میخونیم با دوست پسرمونم چت کنیم
همه پاره شدیم از خنده:)))
برچسب:
نویسنده: حدیث رجبی