ولی یادمه اون روزا که یکی دوکلمه باادما حرف میزدم تهش به بحث و دعوا منتهی میشد براهمین تصمیم گرفتم تاحد امکان خفه خون بگیرم و تاچیزی ازم نپرسیدن حرف نزنم
برچسب: نویسنده: حدیث رجبی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 19:39