بعد از اینکه یه دور رو همه تختا خوابیدم اومدم رو زمین خوابیدم عین این بدبخت کارتن خوابا کز کرده بودم وسط اتاق هرکی میومد دلش میسوخت ی پتو مینداخت روم پامیشدم فحشش میدادم ک گرممه ک اینجا خوابیدم کصخل پتو میندازی روم چیکار
برچسب:
نویسنده: حدیث رجبی